به نام خداوند مهربان شبِ تاسوعا از راه رسید… هیئت محله ی بابا، اباالفضلی بود.. هیئتی که شب های تاسوعا دسته داشتند.. از کودکی عاشق این شب بودیم چون با مامان و آبجی ها میرفتیم وسنج زنی بابا رو توی هیئت تماشا میکردیم و کلی صفا داشت برامون… تاسـوعا شده بود،… بیشتر »
آرشیو برای: "شهریور 1399"
به نام خداوند مهربان ماه ها، روزها، ساعت ها، ثانیه ها به سختی میگذشت امـا میگذشت.. رسیدیم به ماه محرم… ماه عزای ارباب بی کفنمان.. بابا نبود تا درب خونه رو سیاه پوش کنه… نبود تا با سیاه پوشیدنش، هیئت رفتنش و… محرم رو برای ما زیباتر کنه.… بیشتر »
ادامه تفسیر سوره مبارکه محمد آیه 12 إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى… بیشتر »
به نام خداوند مهربان عصر روز دوازدهم ماه مبارک، آخرین روز های ماه اردی بهشت ، باباحسینم، معنای زندگی ام با زبان روزه، جان مجروح، تنها و غریب… به بهشت و دیدار اربابش شتافت. منتظر بودیم یک آن از خواب بیدار بشویم و ببینیم بابا برگشته به خونه .. شب ها… بیشتر »
به نام خداوند مهربان با شنیدن این خواب و حالت زیبا و شاد بابا، ما دخترها هم کلی ذوق کردیم، آبجی گفت: بابا! پس ما رو هم ببر ! چند بار رفتی و قسمت نشده ما هم بیایم، امسال دیگه باید با هم برویم!! بابا با خوشحالی و هیجانی که هنوز از اون خواب توی چهره… بیشتر »
به نام خداوند مهربان سلام ان شاالله از امروز در این صفحه خاطراتم رو از اولین و آخرین ( تا به امروز) سفرم به عتبات عالیات و کرب و بلا در سال 1398 برای شما مینویسم… . . . حقیقت تا دو سال پیش هم به طور جدی هرگز آرزوی زیارت کرب و بلا و عتبات رو… بیشتر »
? گفت سرت رو بنداز پایین زندگیتو بکن به هیچ چیز و هیچ کس هم فکر نکن، ما بی طرفیم، کار به کسی نداریم… به ما چه فلانی دزدی میکنه! فلانی رشوه گرفت.. فلانی درد و مشکل داره! ? گفتم زیارت_عاشورا را خوانده ای… دو دسته جمله دارد یا سلام یا لعن؛… بیشتر »


آخرین نظرات